پيشخوان

منصور انوري، داستان‌نويس برگزيده چهارمین جايزه ادبي جلال آل‌احمد، ضمن ابراز خوشنودي از برگزیده شدنش، این جایزه را هم از نظر مادی و هم از نظر ادبی، با اهمیت دانست و گفت: این امر که جایزه جلال برای تداوم آرمان‌های ادبی جلال آل احمد، داستان‌نویس صاحبنام ایرانی طراحی شده، مساله قابل توجهی است.


غرفه دیدار چهار ساله می شود
به همت موسسه خانه کتاب، غرفه دیدار برای چهارمین دوره متوالی در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، برپا می شود.


منصور انوري: هفت جلد‌ «جاده جنگ» فقط مقدمه کار است
منصور انوري، برگزيده بخش ادبیات بيست‌و‌نهمين دوره كتاب سال از جزييات نگارش مجلد هشتم و نهم رمان «جاده جنگ» خبر داد و تاکید کرد: هفت جلد منتشر شده اين كتاب فقط مقدمه‌اي بر اين اثر طولاني است و ممكن است وقايع این کتاب به دهه اخير نيز نزديک شود.


جایزه ادبی جلال آل احمد می تواند باعث رشد فرهنگی کشورشود
محسن معصومی، برگزیده چهارمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد با اشاره به اینکه برگزاری جایزه ادبی جلال آل احمد موجب گسترش خوانندگان آثار برگزیده می شود، گفت: این امر رشد و گسترش فرهنگی و در نهایت توجه بیشتر رسانه ها را به کتاب های برگزیده به دنبال دارد. به گزارش سایت جایزه ادبی جلال آل احمد، معصومی تصریح کرد: من در جریان داوری ها نبودم، اما به نظرم داوری ها در سطح خوبی صورت گرفته بود. وی با ارائه این پیشنهاد که در اجرای مراسم می تواند زمانی هم به برگزیدگان در زمان اهدای جایزه اختصاص یابد، افزود: در جلسه اهدای جوایز جای سخنرانی برگزیدگان و ارائه مختصری از آثارشان خالی بود. این برگزیده جایزه ادبی جلال آل احمد افزودن چنین بخشی را از عوامل مطلوب تر برگزار شدن این جایزه دانست و اظهار کرد: با افزودن این بخش شرکت کنندگان مراسم ضمن آشنایی با برگزیدگان می توانند درک بهتری از کلیت آثار برگزیده داشته باشند. وی در ادامه سخنانش در نظر گرفتن حوزه های گستره تری از تاریخ را در بخش مستند و تاریخ نگاری را در جایزه ادبی جلال آل احمد خواستار شد.


نشست خبری همایش داستان کوتاه برگزار شد
نشست مشترک اهالی رسانه با مدیرعامل ادبیات داستانی و دبیران علمی و اجرایی نخستین همایش داستان کوتاه‌نویسان ایران، امروز صبح در سرای اهل قلم برگزار شد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این نشست محمد حسنی، مدیرعامل ادبیات داستانی، حمیدرضا شاه‌آبادی، دبیر علمی همایش داستان کوتاه و کامران پارسی‌نژاد دبیر اجرایی این همایش حضور داشتند که ضمن ارایه برنامه‌های آینده بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان، به سوالات خبرنگاران پاسخ دادند. حسنی در ابتدای برنامه درباره داستان کوتاه و جایگاه آن در ایران گفت: قالب داستان کوتاه، یک قالب مهم و شناخته شده و دارای سابقه در کشور ماست. همچنین این سبک از ادبیات داستانی دچار تحولاتی شده است که در سیر جهانی این سبک بی‌تاثیر نبوده است. مدیرعامل ادبیات داستانی با اشاره به این‌که نویسندگان و فعالان این عرصه سال‌هاست برای این سبک تلاش می‌کنند، افزود: نیاز بود کنار هم جمع شویم و همزمان با دهه فجر و روز جهانی داستان کوتاه برای اهالی این عرصه یک گردهم‌آیی صورت دهیم تا با هم گفت‌وگو کنیم و در مورد موضوعات بیندیشیم و البته تلاش سال‌ها قلم‌فرسایی در این عرصه را جشن بگیریم و از برخی چهره‌های لایق تقدیر کنیم. در ادامه برنامه، شاه‌آبادی دبیر علمی این همایش با بیان این‌که داستان کوتاه کمتر مورد توجه بوده است گفت: ناشران و نویسندگان ما بیشتر سبک رمان را دوست دارند. نمی‌‌خواهم چیزی از ارزش‌های رمان و آن سبک ادبی کم کنم اما همه انواع ادبی مهم هستند و باید به همه آن‌ها بپردازیم و یکی از انگیزه‌های برگزاری این همایش توجه بیشتر به داستان کوتاه در ایران است. وی به برنامه‌های این همایش که 25 بهمن در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و معماری برگزار خواهد شد اشاره کرد و گفت: در این همایش چند سخنرانی علمی توسط نویسندگان و صاحب‌نظران برجسته سبک داستان کوتاه خواهیم داشت و ما در یک روز جوانب داستان کوتاه در ایران و ارتباط آن با سایر سبک‌های داستانی را بررسی خواهیم کرد. شاه‌آبادی موضوع برنامه‌های مورد گفت‌وگوی همایش را در این ۶ بخش دانست؛ «تولید داستان کوتاه»، «وابستگی و پیوستگی داستان کوتاه با سایر سبک‌ها و سوابق آن»، «داستان کوتاه در غرب و فلسفه آن»، «وضعیت ترجمه داستان کوتاه در ایران»، «موضوعات به‌روز داستان کوتاه در ادبیات داستانی» و «تاثیرپذیری مخاطبان از داستان کوتاه». او اضافه کرد: میزگردی هم با عنوان «آسیب‌شناسی داستان کوتاه» با دعوت از صاحب‌نظران این حوزه در روز همایش برگزار خواهد شد. دبیر علمی نخستین همایش داستان کوتاه، به برنامه‌های جنبی این همایش هم اشاره کرد و گفت: رونمایی از مجموعه پنج جلدی داستان‌های کوتاه جهان، داستان‌خوانی، نمایش فیلم با اقتباس از یک اثر داستانی داخلی و پخش یک فیلم مستند کوتاه از دیگر برنامه‌های ما در همایش خواهد بود. وی از یک برنامه موسیقی هم که برای این همایش تدارک دیده شده است خبر داد و اضافه کرد: گروه موسیقی «آنک» به اجرای یکی از آثار داستانی شیخ اشراق، سهروردی، به صورت روایی و خوانش آن اثر، خواهند پرداخت. شاه‌آبادی در پایان گفت: در این همایش از پنج نفر از فعالان و بزرگان داستان کوتاه در کشور تقدیر خواهد شد.


معرفی آثار برگزیده و شایسته تقدیر تا خميني شهر (روايت زندگي مجاهدانه حاج عبدالله والي)
تا خمینی ‌شهر حاصل دو سال ‌و نیم کارگروهی اعضای مؤسسة جهادی، سی سفر به بشاگرد و سایر نقاط کشور، قریب به دویست ساعت مصاحبه با بیش از صد نفر، جمع‌آوری و بررسی حدود هزار برگ سند، صدو پنجاه ساعت صوت و فیلم و بیش از هفت هزار عکس است که در هشت فصل به روایت زندگی حاج عبدالله والی، بزرگ‌مرد جهاد و زندگی جهادی، تا اردیبهشت ماه سال 1366می‌پردازد. این اثر در عین جذابیت متن، کاملاً مستند و عمده آن به نقل از نزدیکان حاج عبدالله، یا اسناد به‌جامانده از آن زمان، روایت شده‌ و در انتهای کتاب سی سند و دویست‌ویک عکسِ مربوط به بازه زمانی کتاب آورده شده است. این تصاویر با کمک متن، چهره واضحی از دوران مجاهدة حاج عبدالله را که اوج غربت و کمبودهای گوناگون بشاگرد بوده است ترسیم می‌¬نماید. حاج عبدالله والی اسفند ماه 1327 در تهران زاده شد. کارمند بانک صادرات و مأمور کمیته امداد امام خمینی (ره) بود. از سال 1360 به فرمان امام خمینی (ره) وارد بشاگرد شد و23 سال به خدمت در آن دیار همت گمارد. وی سرانجام هشتم اردیبهشت ماه 1384 در اثر عارضة قلبی درگذشت. نخستین مجلد تا خمینی شهر با سفرنامه ناتمامِ نوشته شده توسط خود حاج عبدالله شروع می‌شود. رزمندگان دور هم جمع شده‌اند و دمغ؛ درباره لغو عملیات صحبت می‌کنند. در این میان فردی وارد جمع می‌شود و حرف‌های عجیبی می‌زند. درباره منطقه‌ای به نام بشاگرد. از همه کمتر حاج عبدالله والی این حرف‌ها را باور می‌کند. مگر ممکن است منطقه‌ای به این وسعت، با این شدت فقر در ایران وجود داشته باشد؟! اما خداوند خود او را مأمور نجات این بندگان مظلومش کرده است. حدود سی نفر به رهبری حاج عبدالله به میناب می‌روند تا به سمت بشاگرد حرکت کنند. همراهان هنوز امتحان شروع نشده و رنجی ندیده، از شنیده‌ها می‌ترسند و از میدان می‌گریزند. باکی نیست. حاج عبدالله با دو نفر باقی مانده به دل بشاگرد ناشناخته می‌زند که هیچ راهی در آن وجود ندارد... بشاگرد منطقه‌ای است با وسعت یک درصد ایران و با جمعیتی به همین نسبت یعنی حدود هفتادهزار نفر که سال 1361 در بیش از 920 روستا پراکنده بودند. داستان آمدن و ماندن حاج عبدالله در کتاب تاخمینی شهر با بیان یارانش پیش می‌رود و قلمِ راوی این روایت‌ها را به هم وصل می‌کند. در فصل اول، بشاگرد به نوعی کشف می‌شود. حاج عبدالله منطقه را شناسایی می‌کند و باز می‌گردد تا عمق محرومیت و مظلومیت منطقه را به مسئولین کشور گزارش کند. در فصل دوم به عقب باز می‌گردد، «مرشد نصرالله» پدر حاج عبدالله، نوکر امام حسین(ع) است و از کودکی در اثر بیماری نابینا شده است. حاج عبدالله و چهار برادر کوچکترش با نان روضه اباعبدالله(ع) بزرگ می‌شوند. حاج عبدالله کارمند بانک می‌شود، ازدواج می‌کند و همزمان وارد مبارزات انقلاب اسلامی می‌شود. پس از انقلاب، آرام ندارد، ستاد استقبال از امام، کمیته انقلاب، وزارت بازرگانی، نخست وزیری، دفتر عمران امام در کردستان، و بالاخره جبهه، حاج عبدالله را برای خدمت جذب می‌کنند. تا قصه بشاگرد پیش می‌آید. در فصل سوم خبر گزارش حاجی به امام می‌رسد. می‌فرمایند: «به داد بشاگرد برسید.» حاج عبدالله سرباز امام بود و حرف امام حجت. جبهه چه خوزستان و کردستان باشد،‌ چه بشاگرد، بستر جهاد گسترده است. چند نفر همپای حاج عبدالله می‌شوند، به روستای «ربیدون»، در مرکز بشاگرد می‌روند، چادر می‌زنند و اولین مقر کمیته امداد حضرت امام در بشاگرد شکل می‌گیرد. مردم بشاگرد همه در کپر زندگی می‌کنند و هیچ چیز ندارند، نه راه، نه آب، نه برق، نه مدرسه، نه بهداشت و نه ... و همه شیعه‌اند و عاشق اهل‌بیت. چند نفر از خیرین دست حاجی را می‌گیرند و کم‌کم کارها شروع می‌شود. در فصل چهارم، برادر حاج عبدالله، «همراه» حاجی می‌شود. حاج محمود، و به کارها سرعت می‌دهد. نشاط حاج محمود، روحیه بچه‌های امداد بشاگرد را عوض می‌کند. راه‌سازی با بیل و کلنگ، درمانگاه صحرایی، دعوت و اعزام روحانیون به روستاها، توزیع مواد غذایی، کارهای فرهنگی و... هر روز وسیع‌تر می‌شود. ربیدون جای خوبی برای تمرکز این همه کار نیست. حاجی منطقه‌ای خالی از سکنه به نام خونمید را انتخاب کرده است، برای ساختن مقر. مصالح، نزدیک دو روز در راه است تا کمتر از سیصد و پنجاه کیلومتر میان میناب و خونمید را طی کند. بچه‌ها با حداقل امکانات مشغول ساخت انبار و چند اتاق هستند. فصل پنجم فصل «تجلی» است. بعد از دو سال‌ونیم کار، مقر کمیته امداد حاضر است و حاج عبدالله با تمام اشتیاقِ جمع شده در وجودش مقر را به یاد معشوقش «خمینی‌شهر» می‌نامد. بالاخره با یاری خیرین، ماشین‌آلات راه‌سازی به بشاگرد می‌رسد و باز کردن شریان حیات به بشاگرد آغاز می‌شود. حاج عبدالله، هر روز پای پیاده کوه‌ها را طی می‌کند تا بهترین راه‌ها را انتخاب کند. بیماری‌های خطرناک در بشاگرد کم نیستند اما جذام از همه بدتر است. حاج عبدالله مانند پدری مهربان به هر دری می‌زند تا فرزند بیمارش را درمان کند. مرحوم دکتر آصفی، پدر جذام ایران به بشاگرد می‌آید تا فکری به حال این درد کنند. در فصل ششم، وضعیت راه‌ها با کار شبانه روزی بهتر می‌شود و این، «امید» را در دل بشاگردی‌ها زنده می‌کند. راه که باز شود خون می‌تواند به بدن نحیف روستاها برسد. و این‌جاست که نقش برادر دیگر حاجی یعنی «حاج امیر والی» پررنگ می‌شود. حاج امیر مسئول دفتر عمران امام در کردستان است. از ابتدا چندین بار به ضرورت به بشاگرد آمده و مانده است و مسئولیت پشتیبانی و تدارکات بشاگرد را برعهده دارد. از لوازم یدکی ماشین‌آلات تا آرد و پوشاک و دارو . همه باید تأمین شود و به بشاگرد فرستاده شود. واحد فرهنگی هم جان می‌گیرد اما درد بزرگ حاج عبدالله، بی‌سوادی مردم است. فقط یکی دو روستا مدرسه دارند. حاج عبدالله با آموزش و پرورش مذاکره می‌کند و به هر نحو شده مدارس ابتدایی کپری را در روستاها دایر می‌کند. در فصل هفتم، حاج عبدالله، دعوت شده است به زیارت خانه خدا، کارها را به حاج محمود می‌سپارد و بی‌دل به سوی دلدار می‌رود. اما بیماری عجیبی حاج عبدالله را در سفر حج زمین‌گیر می‌کند، تا به تهران بازگردد. پس از چندین روز بستری نوع بیماری مشخص می‌شود، «مالاریا»! که چون پیشرفت کرده است، بسیار دردآور است و خطرناک. درمان حاج عبدالله که شروع می‌شود، مالاریای حاج محمود هم عود می‌کند! این سوغات بشاگرد کم‌کم به همه می‌رسد، حاج امیر و... چرخ بشاگرد را حاج عبدالله به کمک خیرین می‌چرخاند. سومین ساختمان خمینی‌شهر، «مهمان‌سرا» است. حاج عبدالله هرجا می‌رود، از مردم دعوت می‌کند بیایند و بشاگرد را ببینند. فصل هشتم، فصل آتشی است که به جان انبار خمینی‌شهر و قلب حاج عبدالله می‌افتد. آنچه حاج عبدالله در ابتدای راه قول داده بود، انجام داده است و می‌تواند کار را تحویلِ نفر بعد دهد. اما خدا طور دیگری برنامه ریخته است. انبار، با مقدار زیادی اجناس اهدایی می‌سوزد. در حالی که حاج عبدالله تهران است. آتش سوزی مشکوک است. هرچه هست حاج عبدالله می‌میرد و زنده می‌شود و عهد می‌کند که بازگردد به جای یک انبار، دو انبار بسازد و این‌گونه «هجرت دیگر باره» آغاز می‌شود.

     

 كامران پارسي نژاد ، با مقدمۀ علي اوجبي، تهران:خانه كتاب،1388.

جلال آل احمد



 اين لوح حاوي متن 27 اثر از ارزنده ترين داستان ها و ديگر كتابهاي جلال همچون " خسي در ميقات"، " از رنجي كه مي بريم"، " اورازان"، "جزيرۀ خارك" و " غرب زدگي" است كه از سوي خانۀ كتاب منتشر گشته است. علاقه مندان مي توانند براي تهيۀ اين لوح با واحد توزيع مؤسسۀ خانۀ كتاب با شماره تلفن هاي 88342985و 88318653 تماس حاصل نمايند

لوح فشرده


 

برنامه هفتگي سراي اهل قلم

 يكشنبه 8 آذر ماه ساعت 17 تا 19، نشست " تاريخ و رسانه" از مجموع نشست هاي تخصصي كتاب ماه تاريخ و جغرافيا ، با حضور دكتر رضا شعباني، دكتر داريوش رحمانيان، مهدي فخيم زاده و حسن فتحي.
نشست دوم: از سلسله نشستهاي " حافظ پژوهي"، با حضور دكتر نصرالله حكمت، دكتر پرويز عباسي داكاني، از ساعت 16:30 تا 18:30.

دوشنبه 9 آذرماه ساعت 14 تا 16، كارگاه داستان نويسي ، با حضور فيروز زنوزي جلالي.
نشست دوم : نشستي در بخش فلسفه، با موضوع " مقدمه اي در علوم اجتماعي" ، ساعت 16:30 تا 18:30.

چهارشنبه 11 آذر ماه ساعت 16:30 تا 18:30، نشستي در حوزۀ علوم اجتماعي، با موضوع " ورزش و هنجارهاي اخلاقي" با حضور دكتر محمد خبيري ، دكتر حسن خلجي، دكتر سيد مهدي آقاپور و ابراهيم شكراني.         
نشست دوم : نشستي با موضوع 
" آسيب شناسي ادبيات دفاع مقدس"،ساعت 16:30 تا 18:30، با حضور شهرام شفيعي، محمد ميركاظمي و حسين دهقان.

 نشاني:خ انقلاب، خ فلسطين جنوبي،كوچۀ خواجه نصير، شماره 2تلفن: 66966156 - دورنگار: 66405256